لغت نامه دهخدا
بلغن. [ ب ِ ل َ ] ( ع اِمص ) بلاغت. || ( ص ) نمام و سخن چین. و شخصی که سخن برخی از مردم را نزد برخی دیگر برد. ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ).
بلغن. [ ب ِ ل َ ] ( ع اِمص ) بلاغت. || ( ص ) نمام و سخن چین. و شخصی که سخن برخی از مردم را نزد برخی دیگر برد. ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ).
[ویکی الکتاب] معنی بَلَغْنَ: آن زنان رسیدند
ریشه کلمه:
بلغ (۷۷ بار)