لغت نامه دهخدا
بورق. [ رَ ] ( معرب، اِ ) معرب بوره. یکی از عقاقیر اصحاب صناعت کیمیا. و آن بر چند صفت است: یکی بورق الخیز و قسمی دیگر که آنرا نطرون گویند و بورق الصناعة و زراوندی و این بهترین صنف بورق است. ( مفاتیح ). چیزی است مانند نمک. معرب بوره. ( غیاث ). انواع آن: بوره ارمنی، بوره زرگری، بوره خبازان و بوره زراوندی که بسرخی زند. بوره کرمانی، بوره مغربی و الوانش بسیاراست. ( از نزهة القلوب ). رجوع به بوره و بورک شود.