لغت نامه دهخدا
سواب. [ س َ ] ( اِ ) بالا شدن و چکیدن آب را گویند از چیزی همچو از کیسه ماست و امثال آن. ( برهان ) ( آنندراج ). پالایش و چکیدگی آب از چیزی مانند کیسه ماست. ( ناظم الاطباء ).
سواب. [ س َ ] ( اِ ) بالا شدن و چکیدن آب را گویند از چیزی همچو از کیسه ماست و امثال آن. ( برهان ) ( آنندراج ). پالایش و چکیدگی آب از چیزی مانند کیسه ماست. ( ناظم الاطباء ).
بالا شدن و چکیدن آب را گویند از چیزی همچو از کیسه ماست و امثال آن پالایش و چکیدگی آب از چیزی مانند کیسه ماست
سواب (swab)
در پزشکی، قطعه ای کوچک از گاز استریل یا پارچۀ زخم بندی، برای خشک کردن زخم ها. قطعۀ کوچک پنبۀ ضدعفونی شده ای که در آزمایش های باکتری شناسی برای نمونه برداری از گلو یا زخم ها به کار می رود نیز نوعی سواب است.