رملی

لغت نامه دهخدا

رملی. [ رَ ] ( ص نسبی ) ریگی. از ریگ. مانند ریگ. || قسمی از رسوب بول. ( یادداشت مؤلف ).
رملی. [ رَ ] ( ص نسبی ) نسبت است به رملة که محله ای است از سرخس. || نسبت است به رملة از شهرهای فلسطین. ( از انساب سمعانی ).
رملی. [ رَ ] ( اِخ ) ابوالقاسم صاعدبن عمر. محدث بود و بسال 530 هَ. ق. درگذشت. ( از لباب الانساب ).
رملی. [ رَ ] ( اِخ ) ابوخالد یزیدبن خالدبن یزید موهب. رجوع به ابوخالد یزیدبن خالد شود.
رملی. [ رَ ] ( اِخ ) احمدبن احمدبن حمزه ، مکنی به ابوالعباس و ملقب به شهاب الدین. از اکابر علمای شافعی در قرن دوازدهم و شاگرد قاضی زکریا بود و از طرف استاد خود برای تدریس و فتوی و اصلاح کتابهای وی اجازه داشت.وی بسال 957 هَ. ق. درگذشت. از تألیفات اوست : 1- حاشیه روض المطالب در فقه شافعی چ مصر. 2- شرح صفوة الزبد در فقه. 3- منظومة الستین در فقه حنفی. 4- فتح الجواد بشرح منظومة ابن العماد المعفوات چ قاهره. ( از ریحانة الادب ج 2 ). و رجوع به معجم المطبوعات شود.
رملی. [ رَ ] ( اِخ ) احمدبن یحیی بن جلاء. رجوع به احمدبن یحیی بن جلاء شود.
رملی. [ رَ ] ( اِخ ) خیرالدین بن احمدبن احمدبن نورالدین علی ایوبی فاروقی حنفی. شیخ الاسلام وفقیه نعمانیان بود. در بدایت حال از مولد خود رمله ٔفلسطین به مصر رفت و مدتی در آنجا اقامت گزید و سپس به رمله بازگشت و به سال 1081 هَ. ق. درگذشت. از آثار اوست : الفتاوی الخیریة لنفع البریة در فقه حنفی.( از ریحانة الادب ). و رجوع به معجم المطبوعات شود.
رملی. [ رَ ] ( اِخ ) محمدبن احمدبن حمزه ، ملقب به شمس الدین بن شهاب الدین الرملی المصری ، معروف به شافعی صغیر. به قول بعضی از علماءاستاد استادان و یکی از اکابر احیأکنندگان سنت بود. وی به سال 919 هَ. ق. متولد شد و فقه و تفسیر و نحو و صرف و معانی و بیان و تاریخ را از پدر خویش آموخت و از تلمذ دیگران بی نیاز گشت و پس از وفات پدر به تدریس پرداخت و منصب افتاء شافعی را بعهده گرفت و بسال 1004 هَ. ق. درگذشت. از آثار اوست : 1- غایةالبیان فی شرح زبدابن رسلان در فقه شافعی. 2- نهایة المحتاج الی شرح المنهاج در فقه شافعی. 3- فتاوی العلامة شمس الدین الرملی در فقه شافعی. ( از معجم المطبوعات ).
رملی. [ رَ ] ( اِخ ) نجم الدین بن خبیرالدین بن احمدبن نورالدین علی ایوبی فاروقی حنفی. از فضلای عهد خود بود و کتاب نزهة النواظر علی الاشباه و النظائر در شرح کتاب اشباه و نظائر ابن نجیم مصری از اوست.( از ریحانة الادب ). و رجوع به معجم المطبوعات شود.

فرهنگ فارسی

نجم الدین بن خبیر الدین بن احمد بن نور الدین علی ایوبی فاروقی حنفی از فضلای عهد خود بود
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم