لغت نامه دهخدا
( حاضرة ) حاضرة. [ ض ِ رَ ] ( ع ص ، اِ ) تأنیث حاضر. || شهر. خلاف بادیة. ( منتهی الارب ). ده. روستا. || گوش فیل. ( منتهی الارب ). || ( اصطلاح فقه ) صلوة حاضرة؛ نماز شخص غیرمسافر.
حاضرة. [ ض ِ رَ ] ( اِخ ) قریه ای است به اجاء، دارای نخل و طلح. || قصبه شهر جیان از اعمال اندلس ، و آنرا اوربة نیز گویند. || شهری کوچک از اعمال جزیرةالخضراء به اندلس. ( معجم البلدان ).