لغت نامه دهخدا
تر گردیدن. [ت َ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) لطیف و تازه شدن :
نرم وتر گردد و خوشخوار و گوارنده
خار بی طعم که در کام حمار آید.ناصرخسرو.|| مرطوب و نمدار شدن. و رجوع به تر و تر گشتن و ترکیبهای آن شود.
تر گردیدن. [ت َ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) لطیف و تازه شدن :
نرم وتر گردد و خوشخوار و گوارنده
خار بی طعم که در کام حمار آید.ناصرخسرو.|| مرطوب و نمدار شدن. و رجوع به تر و تر گشتن و ترکیبهای آن شود.
لطیف و تازه شدن یا مرطوب و نمدار شدن .