اریسته

لغت نامه دهخدا

( آریسته ) آریسته. [ ت ِ ] ( اِخ ) نام پسر اَفولُن. آموزنده تربیت نحل.
اریسته. [ اَ ت ِ ] ( اِخ ) آریسته. در اساطیر یونانی پسر افولون و مادر او پری مسماة به سیرِن بود. وی تربیت زنبورعسل را بمردم آموخت وطبق اساطیر یونانی او بلااراده موجب مرگ اریدیس زوجه ارفاؤس گردید و پریان که هواخوه اریدیس بودند بانتقام وی همه زنبورهای اریسته را هلاک کردند. اریسته نزد رب النوع پرُتِه شد. پرته بدو اندرز داد که چهار گاو نر و چهار گوساله قربانی کند تا ارواح خشمگین را آرام سازد و چون قربانی بعمل آمد. از میان امعاء قربانیها گروهی زنبور پدید آمد این داستان را ویرژیل موضوع یکی از دلکش ترین منظومه های خود قرار داده است.

فرهنگ اسم ها

اسم: آریسته (پسر) (فرانسوی) (تلفظ: aristeh) (فارسی: آریسته) (انگلیسی: aristeh)
معنی: آریستئوس در اساطیر یونان، پسر اپولون، او تربیت زنبور عسل را به مردم آموخت
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم