لغت نامه دهخدا
طرفان. [ طَ ] ( اِخ ) دو ستاره اند درمقدم جبهه. ( اقرب الموارد ). و رجوع به طَرْف شود.
طرفان. [ طَ ] ( اِخ ) شهری است از بلاد ختا. رجوع به حبیب السیر چ تهران ج 2 ص 400 شود. شهری است به حدود ختا. ( فهرست ).
طرفان. [ طَ رَ ] ( اِخ ) نزد فقهاء حنفیه عبارت از ابوحنیفه و محمد باشند و بدین نام نامیده شده اند برای آنکه یکی از آنان در طرف استادی و دیگری در طرف شاگردی واقع شده اند. ( کشاف اصطلاحات الفنون ).