رزمان

لغت نامه دهخدا

رزمان. [ رَ ] ( اِخ ) جایگاهی است در شش فرسخی سمرقند. ( از معجم البلدان ).
رزمان. [ رَ ] ( اِخ ) نام پدر یکی از سرکردگان رامانیان بنام ابراهیم بن رزمان. ابن بلخی گوید: اکنون از این رامانیان قومی مانده اند و مقدم ایشان ابراهیم بن رزمان است. ( فارسنامه ابن بلخی ص 166 ).
رزمان. [ رَ ] ( اِخ ) یا رزمان بن زریزاد. نام یکی از سرداران دیلمیان ازطرفداران بهاءالدوله و در جنگهایی که بین سپاه بهأالدولةبن عضدالدوله و ابونصر عزالدوله بختیار در کرمان در سال 390 هَ. ق. روی داد شرکت داشت. رجوع به شدالازار ذیل ص 42 و تاریخ هلال صابی صص 358 - 359 شود.

فرهنگ فارسی

یار زمان بن زریزاد

فرهنگ اسم ها

اسم: رزمان (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: razman) (فارسی: رَزمان) (انگلیسی: razman)
معنی: نام یکی از سرداران دیلمیان
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم