لغت نامه دهخدا
بی نشانی. [ ن ِ نی ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی نشان. بی علامتی. لایوصفی. فقد خصوصیت شناسائی :
عمل بیار و علم برمکش که مردان را
رهی سلیم تر از کوی بی نشانی نیست.سعدی.و رجوع به نشان شود.
بی نشانی. [ ن ِ نی ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی نشان. بی علامتی. لایوصفی. فقد خصوصیت شناسائی :
عمل بیار و علم برمکش که مردان را
رهی سلیم تر از کوی بی نشانی نیست.سعدی.و رجوع به نشان شود.