لغت نامه دهخدا پری ماه. [ پ ُ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مص مرکب ) حالت بدر: و پری ماه را استقبال خوانند. ( التفهیم ابوریحان ).
فرهنگ اسم ها اسم: پری ماه (دختر) (فارسی) (کهکشانی) (تلفظ: p.-māh) (فارسی: پريماه) (انگلیسی: pari-mah) معنی: زیبا چون ماه و پری، زیباروی ماه مانند