لغت نامه دهخدا
تنگ شرم. [ ت َ ش َ ] ( ص مرکب ) که کُسی تنگ دارد. مقابل کُس فراخ. رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
تنگ شرم. [ ت َ ش َ ] ( ص مرکب ) که کُسی تنگ دارد. مقابل کُس فراخ. رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
کسی مست یعنی کسیکه از خوردن شراب زود مست گردد .