سقرچین

لغت نامه دهخدا

سقرچین. [ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان شهرستان تهران ، دارای 345 تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات ، چغندرقند،باغات انگور است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
سقرچین. [ س َ ق َ ] ( ترکی ، اِ ) اسم ترکی زرزور است. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( فهرست مخزن الادویه ).
سقرچین. [ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان خرقان بخش آوج شهرستان قزوین ، دارای 359 تن سکنه و آب آن از چشمه سار است. محصول آن غلات ، نخود و عسل میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

ده جزئ دهستان خرقان بخش آوج شهرستان قزوین دارای ۳۵۹ تن سکنه آب از چشمه سار محصول غلات نخود عسل .

ویکی واژه

سغرچین
در گویش بهاری به نوعی سار سیاه گفته می‌شود که از حشرات و بویژه از رتیل و عقرب تغذیه می‌کند.
سغرچین یحتمل از دو کلمه سِغِر به معنی گاو و چین که در این اصطلاح به معنی کتف یا شانه است. استنباط کلی از اصطلاح سغرچین یعنی نشسته بر کتف یال گاو برای یافتن حشرات موذی مانند کنه از تنه او است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال زندگی فال زندگی فال قهوه فال قهوه فال ماهجونگ فال ماهجونگ فال سنجش فال سنجش