بهامین

لغت نامه دهخدا

بهامین. [ ب َ ] ( هزوارش ، اِ ) فصل بهار را گویند. ( آنندراج ) ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). هزوارش «بهامین » ، پهلوی «وهار» ( بهار ). ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).

فرهنگ فارسی

فصل بهار را گویند . هزوارش (( بهامین ) ) پهلوی (( وهار ) )

فرهنگ اسم ها

اسم: بهامین (پسر، دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: bahāmin) (فارسی: بَهامين) (انگلیسی: bahamin)
معنی: فصل بهار، بهار، به ضم ب
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم