انخداع

لغت نامه دهخدا

انخداع. [ اِ خ ِ ] ( ع مص ) فریفته شدن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( فرهنگ فارسی معین ) ( ازاقرب الموارد ). فریب خوردن. ( فرهنگ فارسی معین ). || مکروهی یافتن در بی خبری. || کاسد شدن بازار. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). کساد شدن بازار. ( از اقرب الموارد ). یقال : انخدعت السوق. ( از ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). || ( اِمص ) فریفتگی. ( فرهنگ فارسی معین ). || کاسدی و ناروایی بازار. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(اِ خِ ) [ ع . ] (مص ل . ) فریفته شدن ، فریب خوردن .

فرهنگ عمید

فریفته شدن، فریب خوردن.

ویکی واژه

فریفته شدن، فریب خوردن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال راز فال راز فال ابجد فال ابجد فال احساس فال احساس فال جذب فال جذب