لغت نامه دهخدا
اسول. [ اَ وَ ] ( ع ص ) آنکه در زیر ناف وی سستی و فروهشتگی باشد. ( منتهی الارب ). آنکه شکم فروهشته باشد. آنکه فرود ناف او آویخته باشد. ( مهذب الاسماء ). مؤنث: سَوْلاء. ج، سول. || سحاب اسول؛ ابر سست و فروهشته. ابر فروهشته بر زمین.
اسول. [ اَ وَ ] ( ع ص ) آنکه در زیر ناف وی سستی و فروهشتگی باشد. ( منتهی الارب ). آنکه شکم فروهشته باشد. آنکه فرود ناف او آویخته باشد. ( مهذب الاسماء ). مؤنث: سَوْلاء. ج، سول. || سحاب اسول؛ ابر سست و فروهشته. ابر فروهشته بر زمین.
آنکه در زیر ناف وی سستی و فرو هشتگی باشد. آنکه شکم فرو هشتگی باشد. یا آنکه فرود ناف او آویخته باشد.
اسول (مراکش). اسول ( به فرانسوی: Assoul ) یک شهرک در مراکش است که در استان تنغیر واقع شده است.