استلقاء

لغت نامه دهخدا

استلقاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ستان خفتن. ( مجمل اللغه ) ( منتهی الارب ). بپشت واخسپیدن. بپشت واخوابیدن. به ستان واخفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بر پشت واخسپیدن. ( غیاث ). بر قفا خفتن. ( منتهی الارب ). ستان افتادن. بر پشت افتادن. طاق باز خوابیدن : استلقی علی ظهره و نیز سلقته فاستلقی ؛ ستان بر زمین افکندم او را پس ستان افتاد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . )بر پشت خوابیدن ، طاق باز خوابیدن .

ویکی واژه

بر پشت خوابیدن، طاق باز خوابیدن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال تک نیت فال تک نیت فال تخمین زمان فال تخمین زمان فال مارگاریتا فال مارگاریتا فال ارمنی فال ارمنی