استرضاء

لغت نامه دهخدا

استرضاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خواستن از کسی تا خشنود کند او را. ( منتهی الارب ). خشنود کردن خواستن. ( زوزنی ). || طلب خوشنودی کردن. خواستن خشنودی کسی را. ( منتهی الارب ). خوشنودی خواستن. ( وطواط ) ( غیاث ). رضامندی خواستن. ( غیاث ). || خوشنود کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || خوشنود شدن. خوشنودی.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . )طلب خشنودی کردن . ۲ - خشنود کردن . ۳ - (اِمص . ) خشنودی . ج . استرضاعات .

ویکی واژه

طلب خشنودی کردن.
خشنود کردن.
خشنودی.
استرضاعات.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال پی ام سی فال پی ام سی فال نخود فال نخود فال قهوه فال قهوه فال انبیا فال انبیا