احتفاظ

لغت نامه دهخدا

احتفاظ. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اِحتراس. نگه داشتن. ( زوزنی ) ( مجمل اللغة ). نگاه داشتن. ( تاج المصادر ). || خویشتن داری کردن. ( مؤید الفضلاء ) ( صراح ). || بخشم شدن. ( منتهی الارب ). خشم گرفتن. ( تاج المصادر ). || احتفاظ خود را؛ اختصاص دادن چیزی خویشتن را. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) نگاه داشتن ، حفظ کردن . ۲ - (مص ل . ) خویشتن داری کردن .

ویکی واژه

نگاه داشتن، حفظ کردن.
خویشتن داری کردن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال تاروت فال تاروت فال پی ام سی فال پی ام سی فال ورق فال ورق فال جذب فال جذب