لغت نامه دهخدا
شادک. [ دَ ] ( اِخ ) السجستانی المحدث ،و او پدر یوسف. ( منتهی الارب ). بل صواب جد یوسف بن یعقوب است. از علی بن خشرم و دیگران حدیث کرد و ذهبی و ابن حجر از او یاد کرده اند. ( تاج العروس ذیل ش دک ).
شادک. [ دَ ] ( اِخ ) السجستانی المحدث ،و او پدر یوسف. ( منتهی الارب ). بل صواب جد یوسف بن یعقوب است. از علی بن خشرم و دیگران حدیث کرد و ذهبی و ابن حجر از او یاد کرده اند. ( تاج العروس ذیل ش دک ).
السجستانی المحدث و او پدر یوسف بل صواب جد یوسف بن یعقوب است .
اسم: شادک (دختر) (فارسی) (تلفظ: shadak) (فارسی: شادک) (انگلیسی: shadak)
معنی: نام مستعار سمک در داستان سمک عیار
شادک ( به لاتین: Szadek، تلفظ: ) یک شهرک در لهستان است که در شهرستان ازدونسکا وولا واقع شده است.
شادک ۱۷٫۹۹ کیلومترمربع مساحت و ۲٬۰۰۷ نفر جمعیت دارد.