لغت نامه دهخدا
سلطان سلیمان. [ س ُ س ُ ل َ ] ( اِخ ) فرزند سلطان سلیم که در سال 926 هَ. ق. به تخت سلطنت رسید:
بداده زمان ملکت کامرانی
بکاوس عهد و سلیمان ثانی.؟وی جنگهای متعدد با ایرانیان کرده است. رجوع به تاریخ ادبیات ادوارد براون شود.
سلطان سلیمان. [ س ُ س ُ ل َ] ( اِخ ) دهی است از دهستان زاوه بخش حومه شهرستان تربت حیدریه، دارای 103 تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات، بنشن و شغل اهالی زراعت، گله داری، چادر و کرباس بافی است. مزار سلطان سلیمان برادر امام رضا در این ده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).