دست روائی

لغت نامه دهخدا

دست روائی. [ دَ رَ ] ( حامص مرکب ) امکان. تمکن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) :
تو بر جگری دست نیالائی و حقاک
جز بر جگری نیست مرا دست روائی.خاقانی.

فرهنگ فارسی

امکان تمکن
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم