لغت نامه دهخدا
ترکن. [ ت َ رَک ْ ک ُ ] ( ع مص ) استوار گردیدن و صاحب وقار شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
ترکن. [ ت َ رَک ْ ک ُ ] ( ع مص ) استوار گردیدن و صاحب وقار شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
= ترکان
استوار گردیدن و صاحب وقار شدن.
ترکن (نورداغی). ترکن ( به ترکی استانبولی: Terken ) یک منطقهٔ مسکونی در ترکیه است که در نورداغی واقع شده است. ترکن ۶۲۱ نفر جمعیت دارد و ۱٬۰۱۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
[ویکی الکتاب] معنی تَرَکْنَ: ترک کردند (آن زنان)-به جا گذاشتند(آن زنان)
معنی تَرْکَنُ: اندکی متمایل شوی (رکون اعتمادی است که توأم با میل باشد،به معنای میل کردن به سوی چیزی و تسکین دادن خاطر به وسیله آن است، و کلمه رکن - به ضم اول آن - به معنای ناحیه قویتر و اصلی تر هر چیز است )
ریشه کلمه:
رکن (۴ بار)