تدوار

لغت نامه دهخدا

تدوار. [ ت َدْ ] ( ع مص ) دور گردانیدن :
و عرف الخزامی و عرف الندامی
و تدوار خمرو انوار جمر.؟ ( از سندبادنامه ص 22 ).

فرهنگ فارسی

دور گردانیدن .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم