لغت نامه دهخدا
بید سرخ. [ دِ س ُ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سرخ بید. نوعی از بید. که در کرمانشاه آنرا بید مرجان نامند. عفار. ( یادداشت مؤلف ) :
جهانی برامش نهادند روی
بر آواز میخواره شهری و کوی
چنان شد که از بید سرخ افسری
ز دیدار او خواستندی کری
یکی شاخ نرگس بها یکدرم
خریدی کسی زو نگشتی دژم.فردوسی.ببازوی پر خون درون بید سرخ
بزر رشته زین غم هزاران هزار.ناصرخسرو.و رجوع به بید و سرخ بید شود.، بیدسرخ. [ س ُ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه همدان و کرمانشاه میان سنگ سفیدو درویشان در 496000 گزی تهران. ( یادداشت مؤلف ).