لغت نامه دهخدا
اسپیک. [ اَ ی َ ] ( ص ) دزد اسب بودکه بغیر از اسب دزدیدن دیگر کارش نبود:
اسپیک آمد [ هم ] آنگه نرم نرم
تا برد مر اسپ او را گرم گرم.رودکی ( از حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ).لیکن ظاهراً در بیت فوق اسپیک معنی دزد اسب ندارد، یاءیای نسبت است و کاف، کاف تعریف مانند مردک، و هاء مانند پسره، و در لغت فرس چ تهران کلمه اسپیل ضبط شده و همین بیت رودکی شاهد آمده است. رجوع به اسپیل شود.