لغت نامه دهخدا
فماذا راب عبد بنی نمیر
فعلی ان أزیدَهم ارتیاباً
اُعِدﱡ لها مَکاوی مُنضجات
وَ یشفی حرﱡ شُعلَتی الجرابا
شیاطین ُ البلاد یَخَفْن َ داری
وَحَیةَ اَریْحاءَ لِی ِ استجابا.( معجم البلدان ). اریحا یا اریحه ، قصبه کوچکی است در سنجاق قدس در هزارگزی شمال شرقی بیت المقدس و شمال غربی بحر لوط و آن قصبه ای باستانی است. ( قاموس الاعلام ترکی ). اریحا ( مکان خوشبو ) و آن شهر با مکنت و قوتی بود که در وادی اردن در قسمت بنیامینیان بمسافت 15 میل بشمال شرقی اورشلیم و پنج میل باردن مانده ( یوشع 16: 7 و 18: 21 ) در مقابل معبری که اسرائیلیان عبور کردند واقع بود. ( یوشع 3: 16 )اول ذکری که از اریحا داریم در حکایت جاسوسان و راحاب است ( یوشع 2: 1 - 21 ) و آن نخستین شهری است که یوشع از مملکت کنعان متصرف شد. بدینطور که حصارها اعجازاً فروافتاد و اسرائیلیان بدانجا درآمده بامر خدا تمامی ذیحیات را بقتل رسانیده ، پس از آن شهر را آتش زدند و تنها راحاب و اهل بیت وی در امان بودند زیرا که جاسوسان را پنهان داشته بود، و یوشع لعنت کرد بر کسی که اریحا را دوباره بناکند و این مطلب بیش از پانصد سال بعد از آن در حق حئیل بوقوع پیوست. ( یوشع 6: 26 و اول پادشاهان 16: 34 ). در خلال این احوال اریحای دیگری در جوار آن بناکردند. ( داود 3: 13 - 3 سموئیل 10: 5 ) و موافق سفر تثنیه 34: 3 و داود 1: 16 اریحارا ( شهر نخل ) میگفتند و لفظ اریحا در عبرانی به معنی ماه میباشد و بعید نیست که در قدیم الایام مذهب ماه پرستی در آنجا شیوعی داشته است و از جهت وسعت و ترقی بعد از اورشلیم اریحا معروف بود و مدرسه نبیین و مسکن البشاع نیز آنجا بود. ( دوم پادشاهان 2: 4 و 5 و 18 ) و مطابق توریة در آن طرف اردن ، مقابل همین اریحا، ایلیای نبی به آسمان صعود کرد ( دوم پادشاهان 2: 1 - 22 ) و در دشت اریحا کلدانیان صدقیا را دستگیر کردند ( دوم پادشاهان 25: 5، ارمیا39: 9 ) و چون اهل اریحا از اسیری بابل مراجعت کردند، در بنای حصارهای اورشلیم کمک کردند ( عزرا 2: 39 نحمیا 3: 2 و 7: 36 ) و مسیح در همین جا دو کور را بینائی داد ( انجیل متی 20: 29 - 34 ) و زکی باج گیر نیز در همین جا عفو گناهان خود را از مسیح یافت ( لوقا 19: 1 - 10 ). غالباً محل اریحارا قریه اریحه میدانستند که یکی از قرای پست و کثیف اعراب و دارای دویست تن سکنه است ، لکن موافق قول سیاحان که در این اواخر بدانجا رفته اند اریحا بمسافت دو میل بمغرب اریحه در دهنه وادی کلت ، جائیکه از اورشلیم بدشت میرود واقع بوده است و برخی گمان برده اند که شهر قدیم اریحا نزدیک عین السلطان بوده است و آبهائی را که الیشاع نبی شفا داده بدمزگی و شوری آنها رابشیرینی مبدل کرد از همین چشمه عین السلطان جاری بودو بمسافت دو میل بطرف شمال غربی اریحه واقع است. درمغرب و شمال اریحا تلهای سنگ آهک میباشد که ارتفاع یکی از آنها تخمیناً به 340 تا 350 ذرع میرسد و به کورن تپه مسمی است که بنابر روایت جدید محل چهل روز روزه داشتن و امتحان شدن عیسی بوده است و در میانه این تلها و اردن دشت اریحاست ( یوشع 4: 13 ) و مقابل آن در طرف مشرق اردن دشت موآب واقع است. علی الجمله دشت اریحا در قدیم الایام آبهای بسیار داشته است و در نهایت باروری و حاصلخیزی بوده و باز هم امکان دارد که بدانحال برگردد لکن اکنون ویران است و اگرچه وقتی برای عسل و نخل و بلسان معروف بوده امروزه هیچیک از اینها آنجا یافت نمیشود. راهی که از اریحا باورشلیم میرود سر بالا و در میان وادی تنگ و سنگلاخ که دره ها را تقاطع کند واقع، و بسیار سخت و خطرناک است و اکنون هم مانند زمان سامری تنگ دزدگاه است. ( لوقا10: 30 - 34 )( قاموس کتاب مقدس ). و رجوع بنخبة الدهر دمشقی ص 201، حبیب السیر جزو 1 از ج 1 ص 37 و 38 و عقد الفرید چ محمد سعید العریان ج 7 ص 297 و نزهة القلوب جزء 3 ص 271 شود.