لغت نامه دهخدا
انیر. [ اَ ] ( اِ ) خوی زشت و طبیعت بد. ( انجمن آرای ناصری ) ( ناظم الاطباء ) ( هفت قلزم ) ( برهان ) ( آنندراج ).
انیر. [ اَ ن ْ ی َ ] ( ع ن تف ) نورانی تر. روشن تر. ( ناظم الاطباء ). آشکارتر. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ): هذا انیر منه. ( ناظم الاطباء )؛ این روشن تر و آشکارتر است از آن. ( منتهی الارب ).