لغت نامه دهخدا
ابوقیر. [ اَ ] ( اِخ ) قصبه ای در مصر سفلی ، واقع در شبه جزیره ای بهمان نام ، دارای 200 تن سکنه و بارانداز مجاور آنجا نیز بهمان نام موسوم است. در 1798 تا 1801م. سه جنگ در آنجا وقوع یافت. جنگ اولی در باراندازمزبور میان سپاهیان فرانسه و امیرالبحر برویس و نلسون روی داد. در جنگ دویم که در ژوئیه 1799 واقع شد ناپلئون بناپارت 18000 سپاهیان ترک را در آنجا بدریاریخت و به آخر روز کلبر سردار مشهور فرانسه بناپارت را در آغوش کشید و فریاد کرد: ( ( ژنرال ! شما به مقدار دنیا بزرگید. ) ) و جنگ سوم در مارس 1801 م. بود. آبرکرمبی سردار انگلیسی 20000 سپاهی بدانجا پیاده کرد و قصبه را از دست 16000 سپاهیان ژنرال فریان بستد.
ابوقیر. [ اَ ] ( اِخ )شهری به الجزایر از اعمال اُران ، در 12000 گزی مستغانم. صاحب 20960 تن سکنه و دارای آبهای معدنی است.