مایان

لغت نامه دهخدا

مایان. ( ضمیر ) ج ِ ما یعنی ماها. ( ناظم الاطباء ) :
ورکسی گوید مایان همه سنجر نامیم
گویمش نی نی رو «منکم اولی الامر» بخوان.انوری ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).تمام پهلوانان زبورشاه گفتند ای پادشاه مایان منت داریم و فرمانبرداریم. ( قندیه ص 24، از فرهنگ فارسی معین ).
مایان. ( اِخ ) دهی از دهستان قاقازان است که در بخش ضیأآباد شهرستان قزوین واقع است و 361 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
مایان. ( اِخ ) دهی از دهستان حومه است که در بخش مرکزی شهرستان دامغان واقع است و 950 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
مایان. ( اِخ ) دهی از دهستان سردرود است که در بخش اسکوی شهرستان تبریز واقع است و 1936 تن سکنه دارد. در دو محل بفاصله 2 هزار گز به نام مایان بالا و مایان پایین مشهور است و مایان بالا 528 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دشت بزرگی است در مغرب شهر تبریز تا کنار دریاچه رضائیه .
جمع : ما ماها : تمام پهلوانان زبور شاه گفتند : ای پادشاه . مایان منت داریم و فرمان برداریم .
دهی از دهستان شهرستان دامغان

فرهنگ اسم ها

اسم: مایان (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: māyān) (فارسی: مایان) (انگلیسی: mayan)
معنی: جمع ما، ماها، جمعِ ما به معنی ماها، ( اعلام ) نام چند روستا در شهرستان های دامغان، دماوند، قزوین، مشهد و تبریز

دانشنامه عمومی

مایان (دامغان). مایان روستایی در دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان دامغان استان سمنان ایران است. مایان در ۶ کیلومتری دامغان و ۳ کیلومتری جنوب جاده ترانزیت تهران مشهد واقع شده است و یکی از قدیمی ترین روستاهای ایران می باشد[ نیازمند منبع] که در سالهای اخیر با توجه به رشد شهرنشینی تغییر شکل یافته است.
این روستا شامل سه قلعه قدیمی می باشد که متأسفانه در حال تخریب است. اطراف روستا آثار باستانی فراوان به جا مانده است که شاهد کنده کاریها و کاوشهای قاچاقچیان آثار باستانی می باشد.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۳۱۲ نفر ( در ۱۱۰ خانوار ) بوده است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم