نصرالدین

لغت نامه دهخدا

نصرالدین. [ ن َ رُدْ دی ] ( اِخ ) ( ملا... ) رجوع به ملانصرالدین شود.
نصرالدین. [ ن َ رُدْ دی ] ( اِخ )احمدبن الب ارغون. رجوع به احمدبن الب ارغون شود.

فرهنگ فارسی

احمد بن الب ارغون .

فرهنگ اسم ها

اسم: نصرالدین (پسر) (عربی) (تاریخی و کهن، مذهبی و قرآنی) (تلفظ: nasroddin) (فارسی: نَصرالدين) (انگلیسی: nasroddin)
معنی: موجب پیروزی دین، یاور و مدد کار دین و آئین، ( اَعلام ) نام بسیاری از مشاهیر در تاریخ از جمله ملانصرالدین یا شیخ نصرالدین یا خواجه نصرالدین از مشاهیر ظرفا که در لطیفه گویی بی نظیر و گفتارهای وی در این باب ضرب المثل است، یاری دادن به دین، از شخصیتهای افسانه ای

دانشنامه عمومی

نصرالدین (روستا). نصرالدین روستایی در دهستان گزیک بخش گزیک شهرستان درمیان استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۵۶۲ نفر ( در ۱۳۶ خانوار ) بوده است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم