پرین

لغت نامه دهخدا

پرین. [ پْری / پ ِ ی ِ ] ( اِخ ) نام شهری از آسیای صغیر قدیم ( یونیه ) مقابل جزیره شامُس ، بین کوه میکال و مصب مآندر در ساحل دریا. این شهر دو بندر معمور داشت و اطلال آن اکنون نزدیک دهکده سامسون بجانب شمال غربی دیده میشود.
پرین. [ ] ( اِخ ) ( ده... ) قریه ای بر شش فرسخ و نیم شمال فهلیان است.
پرین. [ پْری ُ / پ ِ ی ُ ] ( فرانسوی ، اِ ) جنسی از طیور پالمی پد از خانواده پوفی نیده که در دریای جنوبی منتشرند.
پرین. [ پْری ُ / پ ِ ی ُ ] ( فرانسوی ، اِ ) جنسی از حشرات کُلئوپتر درازشاخ . نوع کامل تیره پریونینه که در نیمکره شمالی منتشرند.
پرین. [ پْری ُ / پ ِ ی ِ ] ( اِخ ) نام شهر قدیم یونیه زادبوم بیاس فیلسوف که غالباً او را بنام فیلسوف پری ین خوانند. این محل اکنون سامسون نام دارد.

فرهنگ فارسی

قریه برشش فرسخ و نیم شمال فهلیان

فرهنگ اسم ها

اسم: پرین (دختر) (فارسی) (تلفظ: parin) (فارسی: پَرین) (انگلیسی: parin)
معنی: نرم و لطیف چون پر، ( پَر، ین ( پسوند نسبت ) )، منسوب به پَر، ( به مجاز ) نرم و لطیف، نام بانوی دانشمند ایرانی، دختر گبادشاه که یک نسخه از اوستا را به زبان پهلوی برای دستوران و موبدان هندی رونویسی کرد

دانشنامه عمومی

پرین (رستم). پرین یک روستا در ایران است که در شهرستان رستم استان فارس واقع شده است. پرین ۶۱۶ نفر جمعیت دارد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم