لغت نامه دهخدا
پرهیزی. [ پ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به پرهیز. || ( حامص ) در مرکبات ، مجموع مرکب معنی مصدری دهد: لقمه پرهیزی :
مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی
چرا ملامت رند شرابخواره کنم.حافظ.
پرهیزی. [ پ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به پرهیز. || ( حامص ) در مرکبات ، مجموع مرکب معنی مصدری دهد: لقمه پرهیزی :
مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی
چرا ملامت رند شرابخواره کنم.حافظ.
پرهیز کردن
منسوب به پرهیز