هرزاب

لغت نامه دهخدا

( هرزآب ) هرزآب. [ هََ ] ( اِ مرکب ) آبی که از کشتزار به زمین لم یزرع رود. ( یادداشت به خط مؤلف ). آبی که از کردهای سیراب شده سرازیر گردد و به زمین های نامزروع روان شود. ( یادداشت به خط مؤلف ).

فرهنگ معین

( هرزآب ) (هَ زِ ) (اِ. ) (عا. ) ۱ - آبی که بیهوده روی زمین جاری شود. ۲ - فاضلاب .

فرهنگ عمید

( هرزآب ) ۱. آبی که بیهوده روی زمین جاری شود.
۲. فاضلاب، پس آب.

فرهنگ فارسی

آبی که بیهوده روی زمین جاری شود، آب بی فایده، حمام
( هرز آب ) (اسم ) ۱- آبی که ازکشت زار بزمین لم یزرع رود. ۲- فاضل آب .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم