میشان

لغت نامه دهخدا

میشان. ( اِخ ) دهی است از دهستان ماهور و میلانی بخش خشت شهرستان کازرون ، واقع در 8هزارگزی راه فرعی گچساران به بنادر با 260 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
میشان. ( اِخ ) دهی است از دهستان فلارد بخش لردجان شهرستان شهرکرد، واقع در 30هزارگزی خاور لردگان با 117 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان فلارد بخش لردگان شهرستان شهرکرد

فرهنگ اسم ها

اسم: میشان (پسر) (فارسی) (تلفظ: mishan) (فارسی: میشان) (انگلیسی: mishan)
معنی: نام روستایی در استان کهگیلویه

دانشنامه عمومی

میشان ( پارسی میانه: 𐭬𐭩𐭱𐭠𐭭 ) یکی از استان های شاهنشاهی ساسانی بود. این استان شامل پادشاهی های دست نشانده پارتی میشان و کرخینیا می شد و در شمال تا امتداد اروندرود و پایین دست دجله ادامه می یافت. ساکنان آن بابلی ها، عرب ها، ایرانیان و حتی برخی گروه های هندی و مالایی ( مالایی ها احتمالاً برده هایی بودند که از شبه قاره هند آورده شده بودند ) بودند. طبق گفته های استرابون این استان بسیار حاصلخیز و مناسب برای کشت جو بود و در آن نخل فراوانی یافت می شد. میشان همچنین یک مرکز بازرگانی در خلیج فارس بود.
میشان همانند سایر استان های غربی ساسانی همچون دل ایران شهر، دارای گروه های قومی متفاوتی بود؛ آشوری ها، عرب های میشانی و بدوی، جمعیت سامی زبان استان را در کنار نبطی ها و بازرگانان پالمیرایی می ساختند. ایرانی ها نیز در استان مستقر شده بودند و جات ها نیز در این استان یافت می شدند که از هند آمده بودند. گروهی از مالایی ها نیز، یا به عنوان اسیر یا ملوان، در میشان زندگی می کردند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم