مهر جم

لغت نامه دهخدا

مهر جم. [ م ُ رِ ج َ ] ( اِخ ) مهر سلیمان. ( آنندراج ). مهر جمشید. خاتم و انگشتر جمشید. در حقیقت مراد از آن خاتم سلیمان است. در اسطوره های ایرانی بعد از اسلام سلیمان و جمشید تخلیط شده اند. صاحب آنندراج آرد: گویند مهری بود که بر آن نقش اسم اعظم بود :
خدنگت مرغ پرنده است و اسپت باد پوینده
مطیعت گشت مرغ و باد، گویی مهر جم داری.امیرمعزی.رجوع به خاتم جم و خاتم سلیمان و مهر سلیمان شود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم