لغت نامه دهخدا
چم جنگل. [ چ َ ج َ گ َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «یکی از آبادیهای چهارمحال اصفهان است ». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 261 ). و در فرهنگ جغرافیایی آمده است: «ده کوچکی است از دهستان لار بخش حومه شهرستان شهرکرد که در 19 هزارگزی شمال شهرکرد و 7 هزارگزی راه سامان به شهرکرد واقع است و 78 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
چم جنگل. [ چ َ ج َ گ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شیروان بخش چرداول شهرستان ایلام که در 41 هزارگزی جنوب خاوری چرداول کنار راه مالرو شیروان واقع است. محلی کوهستانی و گرمسیر است و 150 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه کلان.محصولش غلات، ذرت، حبوبات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).