لغت نامه دهخدا
ولیان. [ وَ ] ( اِخ ) قصبه ای است جزو دهستان برغان ولیان بخش کرج شهرستان تهران. موقع جغرافیائی آن کوهستانی و سردسیری است. سکنه آن 1793 تن است. آب آن از رودخانه محلی و محصول آن غلات ، بنشن ، صیفی ، میوه جات مختلف و فراوان و لبنیات و عسل و شغل اهالی زراعت و گله داری است. در حدود 25 باب دکان دارد. صنایع دستی آن کرباس بافی است. دبستان شش کلاسه و صندوق پست دارد و از طریق قلعه چندار ماشین میرود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
ولیان. [ وَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چالانچولان شهرستان بروجرد، دارای 119 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است و راه شوسه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ولیان. [ وَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان والانجرد شهرستان بروجرد، دارای 119 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).