ورزان

لغت نامه دهخدا

ورزان. [ وَ ] ( نف ، ق ) در حال ورزیدن. رجوع به ورز و ورزیدن شود.

فرهنگ اسم ها

اسم: ورزان (پسر) (کردی) (تلفظ: varzan) (فارسی: وَرزان) (انگلیسی: varzan)
معنی: محافظ، نگهبان، فصلها ( نگارش کردی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم