چیلک

لغت نامه دهخدا

چیلک. [ ل ُ ] ( اِ ) ریسمانهائی است که از برگ خرما و جز آن بافته میشود. ( لغت بلوچ نیک شهر ).
چیلک. [ ل َ ] ( اِ ) چینه. رجوع به چینه شود.
چیلک. [ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج. در 26 هزارگزی خاور سنندج و 2/5هزارگزی جنوب شوسه سنندج به همدان واقع است. کوهستانی و سردسیر و محصولش غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ عمید

= توت فرنگی

فرهنگ فارسی

( اسم ) چیلک
چیلک دهیست از دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج .

فرهنگ اسم ها

اسم: چیلک (دختر) (ترکی) (تلفظ: chilak) (فارسی: چیلَک) (انگلیسی: chilak)
معنی: توت فرنگی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم