گلبو. [ گ ُ] ( ص مرکب ) آنکه چون گل بو دهد. خوشبو : بیاد روی گلبوی گل اندام همه شب خار دارم زیرپهلو.سعدی ( بدایع ).
فرهنگ عمید
آن که بوی خوش مانند بوی گل دارد.
فرهنگ فارسی
آنکه چون گل بو دهد معطر : بیاد روی گلبوی گل اندام همه شب خار دارم زیر پهلو . ( بدایع سعدی )
فرهنگ اسم ها
اسم: گلبو (دختر، پسر) (فارسی) (گل) (تلفظ: golbu) (فارسی: گلبو) (انگلیسی: golbu) معنی: آن که بوی گل می دهد، ( = گلبوی )، گلبوی، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی از همراهان رستم هرمزان پادشاه ساسانی