گلرو

لغت نامه دهخدا

گلرو. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) سرخ رو. گلگون. ( ناظم الاطباء ). آنکه رویش چون گل بود :
برگ گل لعل بود شاهد بزم بهار
آب گلستان ببرد شاهد گلروی من.سعدی ( بدایع ).

فرهنگ عمید

گل رخ، گل چهره، خوب رو.

فرهنگ اسم ها

اسم: گلرو (دختر) (فارسی) (گل) (تلفظ: gol ru) (فارسی: گلرو) (انگلیسی: gol ru)
معنی: آن که چهره ای زیبا چون گل دارد، ( به مجاز ) گلرخ، زیبا رو، گلچهره

دانشنامه عمومی

گلرو (شهر). شهر گلرو در ایالت گلرو در کشور سوئیس واقع شده است که ۵٬۷۰۰ نفر جمعیت دارد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم