لجبازی

لغت نامه دهخدا

لج بازی. [ ل َ ] ( حامص مرکب ) عمل لج باز. لجوجی. ستیهندگی. لجاجت. لجاج. لج. ستیزه کاری. خیرگی.

فرهنگ عمید

ستیزه کاری.

فرهنگ فارسی

۱- ستهندگی ستیزه کاری . ۲- استبداد رای یک دندگی .

کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز