قروش

لغت نامه دهخدا

قروش. [ ق َرْ وَ ] ( ع اِ ) آنچه از اینجا و آنجا فراهم آورند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قروش. [ ق ُ ] ( ع اِ ) ج ِ قرش. رجوع به قرش شود.

فرهنگ عمید

نوعی مسکوک رایج در بعضی کشورهای عربی.

فرهنگ فارسی

آنچه از اینجا و آنجا فراهم آورند
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم