قال گذاشتن

لغت نامه دهخدا

قال گذاشتن.[ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایت از کسی را در برابر عمل انجام شده قرار دادن. او را در قبول ضمانت یا کفالتی فریب دادن و خود از میانه جستن. رجوع به غال شود.

فرهنگ فارسی

یا کسی را قال گذاشتن . ۱ - او را منتظر گذاشتن و نیامدن ۲ - کسی را در قبول ضمانت یا کفالتی فریب دادن و خود را از میانه جستن .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم