عزلت گزین

لغت نامه دهخدا

عزلت گزین. [ ع ُ ل َ گ ُ ] ( نف مرکب ) عزلت گزیننده. آنکه عزلت و تنهائی و گوشه نشینی و خلوت را دوست میدارد. ( ناظم الاطباء ). گوشه نشین. معتزل. منزوی. || عابد و مرتاض. ( آنندراج ). عزلت دوست. و رجوع به عزلت دوست شود.

فرهنگ عمید

عزلت گزیننده، گوشه نشین.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آن که عزلت اختیار کند گوشه نشین .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم