روپاک

لغت نامه دهخدا

روپاک. ( اِ مرکب ) دستمال. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رومال. بشگیر. ( ناظم الاطباء ). مندیل. دستار. || دستمال که زنان بر سر اندازند. ( بهار عجم ). نقاب زنان. برقع. ( ناظم الاطباء ). مقنعه. معجر. چارقد :
چو گیرد از حیا بر رخ نقابی شمع رخسارم
کند پیراهن فانوس روپاک مقیش را.میرزا معز فطرت ( از بهار عجم ).

فرهنگ عمید

رومال، دستمال، دستار.

فرهنگ فارسی

رومال، دستمال، دستار
دستمال رو مال بشگیر مندیل

فرهنگ اسم ها

اسم: روپاک (دختر) (فارسی) (تلفظ: ropak) (فارسی: روپاک) (انگلیسی: ropak)
معنی: دختر زیبا چهره
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم