لغت نامه دهخدا
دبره. [ ] ( اِخ ) ( بمعنی چراگاه ) شهریست در حدود یساکار و زبولون واقع. موقعش در دشت یزرعیل بدامنه کوه تابور و نزدیک قریه دبوریه حالیه واقع بوده است. ( از قاموس کتاب مقدس ).
دبره. [ ] ( اِخ ) ( بمعنی چراگاه ) شهریست در حدود یساکار و زبولون واقع. موقعش در دشت یزرعیل بدامنه کوه تابور و نزدیک قریه دبوریه حالیه واقع بوده است. ( از قاموس کتاب مقدس ).
زمین شناس و معدن شناس فرانسوی ( و. متز ۱۸۱۴ - ف. ۱۸۹۶ م . )
سیاه سرفه
[ویکی الکتاب] معنی دُبُرَهُ: پشت سرش
معنی یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ: در آن روز به آنان پشت کرده از این سو به آن سو فرار کند (ولی از هر سو می رود برگردانده می شود. جزمش به دلیل شرط شدن برای جمله بعدی است)
ریشه کلمه:
دبر (۴۴ بار)ه (۳۵۷۶ بار)