لغت نامه دهخدا فاطن. [ طِ ] ( ع ص ) زیرک. ( از اقرب الموارد ). زیرک و دانا. ( غیاث ) ( آنندراج ) : پیش اهل دل ادب بر باطن است زآنکه دلْشان بر سرائر فاطن است.مولوی.
فرهنگ اسم ها اسم: فاطن (پسر) (عربی) (تلفظ: faten) (فارسی: فاطن) (انگلیسی: faten) معنی: زیرک، دانا، آگاه