فاطن

لغت نامه دهخدا

فاطن. [ طِ ] ( ع ص ) زیرک. ( از اقرب الموارد ). زیرک و دانا. ( غیاث ) ( آنندراج ) :
پیش اهل دل ادب بر باطن است
زآنکه دلْشان بر سرائر فاطن است.مولوی.

فرهنگ عمید

زیرک، دانا.

فرهنگ فارسی

( اسم ) زیرک و دانا .

فرهنگ اسم ها

اسم: فاطن (پسر) (عربی) (تلفظ: faten) (فارسی: فاطن) (انگلیسی: faten)
معنی: زیرک، دانا، آگاه
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم