لغت نامه دهخدا
- بقاع الخیر ؛ صومعه و خانقاه و تکیه. ( ناظم الاطباء ) : مجملاً لازمه منصب مطلق صدارت تعیین حکام شرع... و سایر خدمه مزارات و مدارس و مساجد و بقاع الخیر... ( تذکرة الملوک چ 2 ص 2 ).
- بقاع سپهر ارتفاع ؛ عمارتهایی که مانند آسمان بلند و مرتفع است. ( ناظم الاطباء ).
- بقاع متبرکه ؛ مشاهد و مقابر ائمه و بزرگان دین.
بقاع. [ ب ُ ] ( ع اِ ) اصابه خرء بقاع ؛ یعنی رسیدن کسی را غبار و عرق وماندن قدری از آن در بدن ، و خرء بقاع نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). یعنی از غبار و عرق تن او پیسه گردید.